آیا توسعهدهندگان هم میتوانند طراحی کنند؟
بله، توسعهدهندگان نیز میتوانند طراحی کنند! پاسخ این سوال کمی پیچیده به نظر میرسد. امروزه، با نحوهی سازماندهی تیمها و مدیریت پروژهها، معمولاً شاهدیم که توسعهدهندگان کار طراحی را به طراحان میسپارند تا صرفاً روی برنامهنویسی تمرکز کنند. اما این لزوماً همیشه ضروری نیست. هر توسعهدهندهای لزوماً طراح نیست، اما اینطور هم نیست که نتواند اصول اولیه طراحی را یاد بگیرد و در کار خود بهکار گیرد.
درک اصولی که رابطهای کاربری را میسازند برای هر توسعهدهندهای که میخواهد محصولات فوقالعادهای ایجاد کند، بسیار مهم است. از رنگها گرفته تا سلسله مراتب بصری، این اصول به شما کمک میکنند حتی بدون اینکه طراح حرفهای باشید، تجربههای کاربری بهتری بسازید. برای کسانی که فکر میکنند برای طراحی حتماً باید استعداد هنری داشت، در ادامه ۵ مفهوم اساسی در طراحی رابط کاربری را نشان خواهیم داد که به بهبود هر بخشی از رابط کاربری که ایجاد میکنید کمک میکنند.
۱. رنگ
رنگ اولین اصل طراحی رابط کاربری است که تأثیر اولیه کاربر را شکل میدهد. وقتی وارد یک وبسایت میشوید یا از یک اپلیکیشن استفاده میکنید، چشم شما با رنگها روبرو میشود. هر طراحی شخصیتی دارد که از طریق رنگ منتقل میشود. مثلاً یک وبسایت قنادی میتواند با پالت رنگ گرم و تُنهای شیرین حس اطمینان و حرفهای بودن را منتقل کند، در حالی که یک بازی موبایل ممکن است با رنگهای شاد و پرانرژی حس سرگرمی و بازیگوشی را بدون هیچ متنی به کاربر القا کند.
نظریه رنگ: نظریه رنگ مجموعهای از اصول است که برای ایجاد ترکیبهای رنگی هماهنگ به کار میرود. این نظریه بر پایهی چرخهی رنگ (چرخهای دایرهای شکل که روابط بین رنگها را نشان میدهد) استوار است. اما چگونه بفهمیم کدام رنگها با هم هماهنگ هستند؟ چند ترکیب رنگ متداول وجود دارد که به ما کمک میکنند رنگها را موثر و زیبا کنار هم قرار دهیم:
-
تکرنگ (Monochromatic): از یک رنگ با سایهها و روشناییهای مختلف استفاده میکند.

-
مکمل (Complementary): از دو رنگ استفاده میکند که دقیقاً در مقابل هم روی چرخه رنگ قرار دارند .

-
سهگانه (Triadic): از سه رنگ استفاده میکند که به طور مساوی روی چرخه رنگ فاصله دارند و با هم یک مثلث میسازند.

-
مجاور (Analogous): از رنگهایی استفاده میکند که کنار هم روی چرخه رنگ قرار دارند .

بهکارگیری رنگ در رابط کاربری: استفاده از رنگ در رابط کاربری به معنی پر کردن نواحی طراحی با استفاده از یک پالت رنگی مشخص است. یک پالت رنگ مجموعهای از رنگها است که در طراحی یکپارچگی ظاهری ایجاد میکند. برای تصمیمگیری در مورد نحوه استفاده از رنگها در طرح، از قوانینی مانند «۸۰-۲۰» یا «۶۰-۳۰-۱۰» استفاده میشود. به عنوان مثال، قانون ۶۰-۳۰-۱۰ راهنمایی است که طبق آن ۶۰٪ طرح به رنگ اصلی، ۳۰٪ به رنگ ثانویه و ۱۰٪ به رنگ تأکیدی اختصاص مییابد.
اگر هنوز برای انتخاب پالت رنگ آماده نیستید، میتوانید طراحی خود را با یک پالت رنگ خنثی (مانند طیف خاکستری) شروع کنید و سپس به مرور رنگها را اضافه کنید. وبسایت Coolors میتواند الهام خوبی برای ساخت پالت رنگ باشد. لازم نیست در ابتدای کار روی همهی جنبههای طراحی تمرکز کنید؛ به مرور اضافه کنید و آزمایش کنید.
نکات کلی درباره رنگ:
-
کمتر، بیشتر است: از تعداد محدودی رنگ استفاده کنید.
-
به اشباع رنگ توجه کنید: وقتی رنگها را تنوع میدهید، میزان اشباع (Saturation) رنگ را در نظر بگیرید.
-
یکنواختی در کاربرد رنگ: اطمینان حاصل کنید که هر رنگ به صورت مداوم در بخشهای مختلف طرح استفاده شود.
-
تضاد رنگ با متن: هنگام ترکیب رنگها، به میزان کنتراست بین رنگ پسزمینه و رنگ متن دقت کنید تا خوانایی حفظ شود.
۲. تایپوگرافی
تایپوگرافی هنر و تکنیک چینش حروف است تا زبان مکتوب خوانا، قابل فهم و جذاب باشد. این امر فراتر از انتخاب زیباترین فونت است. یک تایپوگرافی خوب میتواند مانند روایت یک داستان عمل کند، متن را دلنشین کند و هویت برند را شکل دهد. تصور کنید یک طرح گرافیکی ناتمام دارید؛ اگر فونت و رنگ مناسب را انتخاب کنید، نتیجهی نهایی به شکلی کاملاً متفاوت و چشمگیر خواهد شد. این دو عنصر (فونت و رنگ) از قدرتمندترین ابزارهای شروع یک طراحی عالی هستند.
انتخاب فونت (تایپفیس): انتخاب فونت مناسب گاهی به اندازه تخمین زمان یک تسک در اسپرینت چالشبرانگیز است! طراحان وقت زیادی را صرف امتحان ترکیبهای مختلف فونت میکنند تا بهترین ترکیب را پیدا کنند. چند قاعدهٔ کلی میتواند به شما کمک کند فونت مناسب را برای پروژه خود انتخاب کنید:
-
سریف (Serif): فونتهایی که خطوط کوچکی در انتهای حروف دارند. فونتهای سریف معمولاً در رسانههای چاپی (مانند کتابها) استفاده میشوند، زیرا در متنهای طولانی خوانایی بیشتری دارند و ظاهر کلاسیکتری ایجاد میکنند (مانند Merriweather، Times New Roman، Georgia). در طراحی رابط کاربری فارسی، فونتهایی مانند «نستعلیق» یا «نسخ» مثالهایی از فونتهای با حروف تزیینی هستند، اما در کاربردهای وبمحور فارسی معمولاً از فونتهای مدرنتر سریف مانند «ایرانیکان» استفاده میشود.
-
سنسسریف (Sans-serif): فونتهایی که در انتهای حروف خطوطی ندارند. فونتهای سنسسریف اغلب در رسانههای دیجیتال کاربرد دارند، زیرا بر روی صفحه نمایش خوانایی بالاتری دارند و ظاهری مدرنتر ارائه میکنند (مانند Raleway، Roboto، Open Sans). فونتهای فارسی محبوب سنسسریف شامل «ایرانسنس»، «وزیر» و «شبنم» هستند.
-
تکفاصله (Monospace): فونتهایی که هر کاراکتر فضای افقی برابر را اشغال میکند. فونتهای تکفاصله معمولاً در محیطهای کدنویسی استفاده میشوند، زیرا خواندن و همترازی کد را آسان میکنند (مانند Source Code Pro، Fira Code، Courier New). در فارسی نیز گاهی فونتهایی مانند «کنسول» (Console) در ویرایشگرها استفاده میشود.
البته این به معنی آن نیست که هرگز نتوانید فونت سریف را در محیط دیجیتال یا فونت سنسسریف را در چاپ استفاده کنید؛ همه چیز به زمینه و پیام موردنظرتان بستگی دارد. میتوانید از سایتهای معرفی ترکیب فونت مثل FontPair برای ایده گرفتن استفاده کنید.

فاصله بین خطوط و حروف: ما زمان زیادی را صرف خواندن متن روی صفحه نمایش میکنیم، بنابراین مهم است که متن خوانا و چشمنواز باشد. هر فونت به طور پیشفرض مقدار معینی فضا بین حروف (letter-spacing) دارد. قاعدهی کلی این است که فاصله بین حروف را در متن اصلی (بدنه) کمتر و در تیترها یا متون بزرگتر کمی بیشتر تنظیم کنید. برای تجربه خواندن بهتر، همچنین مطمئن شوید که عرض پاراگرافها (تعداد کاراکترهای هر خط) خیلی زیاد نباشد (حدود ۴۵ تا ۷۵ کاراکتر در هر خط) و فاصله بین خطوط (line-height) به اندازه کافی باشد. اگر طول خطوط خیلی زیاد شود، تشخیص ابتدا و انتهای هر خط برای خواننده دشوار خواهد بود.

نکات کلی درباره تایپوگرافی:
-
متضادها همدیگر را جذب میکنند: ترکیب سریف با سنسسریف، قلم کوتاه با قلم بلند، یا تزئینی با ساده اغلب جذاب است.
-
تعداد وزنهای فونت (Font Weight) را محدود کنید؛ معمولاً یک وزن عادی (حدود ۴۰۰/۵۰۰) و یک وزن بولد (حدود ۷۰۰/۸۰۰) کافی است.
-
تعداد تایپفیسها را به ۲ یا ۳ محدود کنید؛ مثلاً یک فونت برای متن بدنه و یک فونت دیگر برای تیترها.
-
از مقیاسبندی فونت (Type Scale) برای ایجاد سلسلهمراتب سازگار استفاده کنید.
-
برای متنهای کوچکتر از فاصله خط بیشتر (حدود ۱.۵) و برای متون بزرگتر از فاصله خط کمتر (حدود ۱.۳) استفاده کنید.
-
متنهای طولانی را وسطچین نکنید؛ معمولا در زبانهای چپبهراست (مثل انگلیسی) متن چپچین و در زبانهای راستبهچپ (مثل فارسی) متن راستچین میشود. متنهای بلند راستچین (برای فارسی) یا چپچین (برای انگلیسی) ظاهر مرتبتری دارند.
۳. سلسله مراتب بصری
سلسله مراتب بصری ترتیب قرارگیری و نمایش عناصر است به گونهای که اهمیت آنها را نشان میدهد. ما از سلسله مراتب بصری برای هدایت کاربر در طول محصول استفاده میکنیم. به عنوان مثال، در یک وبسایت میخواهیم کاربر ابتدا لوگو را ببیند، سپس تیتر اصلی صفحه، بعد دکمهی مهم اقدام به عمل (CTA)، و در نهایت سایر محتوا را مشاهده کند. برای رسیدن به این هدف، به عناصر مختلف نشانههای بصری مانند اندازه، رنگ، تضاد و فاصله میدهیم تا به چشم کاربر اولویت آنها مشخص شود.
چگونه سلسله مراتب بصری را برقرار کنیم؟
انسان به طور معمول صفحه را از بالا به پایین و از چپ به راست اسکن میکند. در زبان فارسی که راستبهچپ است، چشم بیشتر از بالا به پایین و از راست به چپ حرکت میکند. طراحان دیجیتال با استفاده از نشانههای بصری تلاش میکنند کاربران را به عناصر مهم هدایت کنند تا محتوا را سریعتر درک کنند و اهدافشان را انجام دهند. چند نشانهی بصری اصلی در طراحی رابط کاربری وجود دارد:
-
اندازه و وزن فونت: این دو عامل مهمترین مؤلفهها در خوانایی و سلسله مراتب متن هستند. همانطور که تیترهای بزرگ روزنامه توجه ما را جلب میکنند، فونتهای بزرگ و بولد در طراحی رابط کاربری هم برجسته به نظر میرسند و برای تاکید روی اطلاعات مهم یا دکمههای اقدام به عمل استفاده میشوند.
-
رنگ و تضاد: ما ذاتاً به رنگهای روشن و مناطق با کنتراست بالا جذب میشویم، بهخصوص وقتی اطرافشان رنگهای ملایمتری باشد. بنابراین با بازی با رنگ و کنتراست میتوانید نگاه کاربر را به عناصر کلیدی صفحه جلب کنید. مثلاً یک دکمهی قرمز در میان اجزای خاکستری بهخوبی جلب توجه میکند.
-
فضای خالی (Whitespace): به فاصله بین عناصر طراحی «فضای خالی» یا فضای سفید گفته میشود. این فضا نقش مهمی در حس سازمانیافته بودن و ساختار طراحی دارد. فاصلهی مناسب بین عناصر، ارتباط بین آنها را نشان میدهد و زیبایی بصری ایجاد میکند.
-
کاهش شلوغی: همیشه به یاد داشته باشید که هرچه تعداد عناصر قابل مشاهده کمتر باشد، به هارمونی طراحی کمک میکند. اگر همه چیز برای جلب توجه رقابت کنند، کاربر سردرگم میشود. بنابراین سعی کنید تعداد عناصر مهم را محدود کنید یا برخی را کماهمیت و کمرنگتر کنید تا طراحی شما آرامتر و هماهنگتر به نظر برسد.
۴. تضاد
تضاد (Contrast) تفاوت بین دو یا چند عنصر است که باعث میشود آنها از یکدیگر متمایز به نظر برسند. بههمین دلیل است که ما میتوانیم اشیاء مختلف را در محیط اطرافمان ببینیم و تشخیص دهیم. هر عنصر در رابط کاربری، نسبت به پسزمینهاش، سطحی از تضاد دارد. تضاد برای تجربه کاربری فوقالعاده مفید است و میتواند برای اولویتبندی بخشهای مختلف طراحی و جلب توجه به قسمتهای مهم استفاده شود. برای مثال، وقتی متن را بولد میکنید، کنتراست بین متن بولد و متن معمولی افزایش مییابد و توجه کاربر به بخش بولد جلب میشود.
اما استفاده بیش از حد از تضاد هم میتواند حواسپرتکن باشد. اگر عنصر اصلی صفحه (مثلاً دکمه مهم) به اندازه کافی برجسته نیست، به جای اینکه بیش از حد روی آن تأکید کنید، بهتر است عناصر اطراف را کمرنگتر کنید؛ مثلاً با کاهش اندازه، ضخامت یا شدت رنگ عناصر کناری. با این کار، عنصر اصلی به طور طبیعی برجسته میشود.
دسترسیپذیری و تضاد
یک جنبه مهم از تضاد، دسترسیپذیری است. برای اینکه طرحهای شما برای همه قابل استفاده باشد، دستورالعمل WCAG حداقل نسبت کنتراست ۴.۵:۱ را برای متنهای عادی (پاراگرافها، لینکها و غیره) و ۳:۱ را برای متنهای بزرگتر (مانند تیترها) توصیه میکند. این نسبتها تضمین میکنند متن برای افرادی که ضعف بینایی یا کوررنگی دارند قابل خواندن باشد. علاوه بر این، بهتر است استفاده از رنگهای روشن با روشنایی زیاد برای متن خودداری کنید؛ این رنگها میتوانند خوانایی متن را کاهش دهند و به راحتی استاندارد تضاد را نقض کنند. در عوض، میتوانید کمی رنگ را تغییر دهید یا از پسزمینههای متفاوت استفاده کنید. مثلاً به جای سفید خالص از سفید مات یا اندکی خاکستری استفاده کنید، یا به جای سیاه خالص رنگ تیرهی دیگری انتخاب کنید. در هر صورت، برای اطمینان از قابل خواندن بودن متنتان، از ابزارهای «بررسی کنتراست رنگ» استفاده کنید.

نکات دسترسیپذیری تضاد:
-
حداقل نسبت کنتراست ۴.۵:۱ برای متنهای عادی و ۳:۱ برای متنهای بزرگ (تیترها) توصیه میشود.
-
از رنگهای بسیار روشن برای متن استفاده نکنید؛ این رنگها معمولاً خوانایی کمی دارند.
-
برای بررسی و اطمینان از خوانا بودن رنگهای طرح خود، از ابزارهای آنلاین «بررسی کنتراست رنگ» استفاده کنید.
۵. تراز
تراز (Alignment) فرایندی است که در آن هر عنصر نسبت به سایر عناصر به درستی قرار میگیرد. تراز یکی از اصول مهم طراحی است که حس نظم و تعادل را در طرح ایجاد میکند. در طبیعت نیز ترازهای زیادی وجود دارند؛ از تراز سلولها در بدن انسان گرفته تا مدار سیارات در آسمان. وقتی چیزی از تراز خارج شود، بینظمی آن به شدت به چشم میآید.
تراز متن برای خوانایی اهمیت ویژهای دارد. به طور کلی، متنهای فارسی باید راستچین و متنهای انگلیسی چپچین باشند. معمولاً متنهایی که بلوک طولانی دارند را وسطچین نمیکنند؛ برای مثال، تیترها و بلوکهای کوتاه متن گاهی وسطچین میشوند، اما پاراگرافهای طولانی بهتر است در گوشه ترازبندی شوند (راستچین برای فارسی، چپچین برای انگلیسی).
در جدولها نیز معمولاً اعداد را راستچین میکنیم تا اعشار آنها در ستونها به صورت عمودی ترازبندی شوند و مقایسهی اعداد سادهتر باشد.
در ابزارهای طراحی مثل فیگما یا پنپوت میتوانید از ابزارهای تراز (align) و نیز گریدها و راهنماها استفاده کنید تا عناصر به صورت منظم و با فاصلهی یکنواخت چیده شوند. این کار کمک میکند در سراسر طرح فاصلهها و ترازها یکسان بماند و ظاهر طرح حرفهایتر به نظر برسد.
نتیجهگیری
به طور خلاصه، توسعهدهندگان هم میتوانند طراحی کنند! با درک و بهکارگیری این پنج مفهوم اساسی طراحی رابط کاربری — رنگ، تایپوگرافی، سلسله مراتب بصری، تضاد و تراز — توسعهدهندگان میتوانند رابطهایی جذابتر و کاربرپسندتر بسازند. توصیه میکنم ابتدا روی رنگها و تایپوگرافی تمرکز کنید (فونتهای عالی انتخاب کنید!) و سپس با تکرار و دریافت بازخورد از تیم طراحی یا محصول خود هر کدام از این اصول را در طرحهایتان تقویت کنید. با ترکیب دانش طراحی و تخصص فنی، میتوانید بهترین تجربه کاربری را برای کاربرانتان فراهم کنید، چه آنها توسعهدهنده باشند و چه کاربران عادی.

